متری شیش و نیم در «خیابان زرتشت»!

بازارگردی

«خیابان زرتشت غربی»، خیابانی است که «ژن»های آن با مغازه پارچه فروشی گره خورده است. داستان این خیابان از دهه چهل شمسی آغاز می‌شود؛ فصلی تازه در رونق و جهش اقتصادی ایران.

ویترین مغازه پارچه فروشی در خیابان زرتشت غربی
خیابان زرتشت غربی گره خورده با پارچه و پارچه فروشی ها

آغاز داستان پارچه فروشی ها در خیابان زرتشت غربی

در دهه چهل، کارخانه‌ های نساجی زیادی در ایران ساخته شد که تولیدات آن‌ها نیاز به بازار متمرکز داخلی داشتند. اگرچه کارخانه‌ های نساجی وارد روند صادرات شده بودند اما بازار داخلی نیز تشنه بود. یکی از کانون‌های فروش محصولات کارخانه های نساجی، خیابان زرتشت تهران بود. اواخر دهه چهل،‌ زرتشت پُر شد از مغازه‌ های پارچه فروشیِ کوچک و بزرگ و البته فروشگاه‌هایی مثل «فروشگاه کوروش.» البته فروشگاه کوروش، مغازه پارچه فروشی نبود اما حضور افرادی که قصد خریدن پارچه را داشتند، فرصت مناسبی بود تا مردم برای خرید مایحتاج روزانه و ملزومات زندگی نیز اقدام کنند.

ساختمان قدیمی فروشگاه کوروش در تقاطع خیابان ولیصعر و زرتشت
ساختمان قدیمی فروشگاه کوروش در تقاطع خیابان ولیصعر و خیابان زرتشت تهران

زرتشت غربی بعد از «انقلاب»

بعد از انقلاب، زرتشت شکل متفاوتی پیدا نکرد اما به خاطر رکود اقتصادی و مصادرۀ کارخانه‌ها کیفیت محصولات ایرانی افت کرد، کارخانه‌ها دچار زیان شدند و یک به یک رو به تعطیلی رفتند. بعد از پایان جنگ  ایران و عراق، زرتشت با پارچه های ترک، انگلیسی و ایتالیایی دوباره رونق گرفت و تا به امروز نیز به عنوان بورس پارچه فروشی شناخته می‌شود.

ویترین فروشگاه پارچه فروشی در زرتشت
خیابان زرتشت غربی، بورس پارچه 

خیابان زرتشت کجای تهران است؟

اگر برای خریدن پارچه در جستجوی بازاری هستید که انواع و اقسام پارچه با رنگ و کیفیت مناسب را به شما عرضه کند، قطعاً باید سری هم به زرتشت بزنید. این خیابان، پاره خطی در منطقۀ ۶ تهران است که یک سر آن به «خیابان حافظ» می‌رسد و دیگری به «خیابان دائمی.» البته زرتشت با «خیابان جویبار» و «خیابان ولیعصر» نیز تقاطع دارد. امتداد خیابان جویبار به «خیابان فلسطین شمالی» می‌رسد و همین تقاطع است که زرتشت را به دو بخش غربی و شرقی تقسیم می‌کند. زرتشت غربی همان جایی است که شما باید آن را برای خریدن پارچه سوژه کنید. نکتۀ مثبت ماجرا این است که این خیابان، خیاط نیز به وفور دارد که با پارچه فروش ‌ها همکاری می‌کنند.

تقاطع خیابان جویبار و خیابان فلسطین
تقاطع خیابان جویبار با خیابان فلسطین، خیابانی برای پارچه فروش ها و خیاط ها

قیمت پارچه در خیابان زرتشت تهران؛ کمی تا قسمتی گران

اگر برای خریدن پارچه ارزان قیمت، زرتشت را هدف گرفته‌اید باید به شما بگویم که هدف را اشتباه انتخاب کرده‌اید! قیمت پارچه در پارچه فروشی های خیابان زرتشت تهران ۳۰ تا ۴۰ درصد گران‌تر از باقی بورس‌ های پارچه فروشی تهران است. البته این به معنی گران فروشی پارچه فروش‌ های زرتشت نیست. دلیل این که در زرتشت، پارچه ارزان قیمت پیدا نمی‌کنید، وجود پارچه‌ های اصل خارجی است که در این بازار به فروش می‌رسد. مزیت زرتشت نسبت به سایر بورس‌ های پارچه، همین تنوع و کیفیت پارچه ها است.

ویترین مغازه پارچه فروشی و پرده فروشی در خیابان زرتشت
پارچه های متنوع و با کیفیت در زرتشت 

«زرتشت شرقی»؛ جور دیگر باید دید

زرتشت شرقی، فضای تجاری چندانی ندارد و مثل زرتشت غربی نیست که هر یک متر آن بانک و مغازه باشد. بیشترِ مساحتِ زرتشت شرقی در قُرقِ «مجتمع مسکونی بهجت آباد» است. اما نکتۀ جالب زرتشت شرقی، «مجتمع تجاری کیان» است که البته قبلاً «هتل کیان» بود و بعدها تخریب و بازسازی شد. در هتل کیان بود که «محمدرضا شاه پهلوی» با «چرچیل» و «استالین» دیدار کرد اما با یک خوش سلیقگی، مکانی تاریخی تبدیل به یک مجتمع تجاری شد! زرتشت شرقی را به این چشم نگاه کنید که روزی بخشی از تاریخ ایران در آن رقم خورده و زیر پای اَبَرقدرت‌های دنیا لرزیده است.

نمایی از خیابان زرتشت شرقی
هتل کیان و خاطرات تاریخی در زرتشت شرقی

بی‌ربط و با ربط از خیابان زرتشت تهران!

من «فیلم متری شیش و نیم» را در «سینما آفریقا»ی خیابان ولیعصر که فاصلۀ کوتاهی با زرتشت دارد، تماشا کردم. بعد از فیلم در بهت و سرگردانی بودم. اگر فیلم را دیده باشید احتمالاً حال من را بعد از دیدن فیلم متری شیش و نیم می‌فهمید. برای هضم حالی که تجربه می‌کردم، کمی قدم زدم تا به زرتشت غربی و پارچه فروشی‌ های ردیف شده در آنجا رسیدم. به قیمت پارچه ‌ها فکر می‌کردم و به دیالوگی از فیلم از زبان «ناصر خاکزاد»: «وقتی داداشم مُرد براش کفن خریدیم متری شیش و نیم، مامانم پارچه سیاه پیرهن خرید متری چهار تومن.»

ویترین مغازه پرده فروشی در زرتشت غربی
به شادی و برای شادی در زرتشت غربی قدم بزنید!

حالا بی خیال! کاش جیب شما آن‌قدر پُرپول باشد که به خوشبختی و شادی خرج شود و همیشه برای عروسی و جشن به زرتشت سر بزنید، نه خدای‌ناکرده برای بیماری و ناخوشی؛ چون بعضی از مردم، ناچار می‌شوند برای مراجعه به «بیمارستان مهر» به زرتشت بروند. انشاءالله بلا از همۀ ما دور باشد!