«پشت شهرداری» دقیقاً کجای تهران است؟

بازارگردی

برای شما این سوال پیش آمده که پشت شهرداری کجاست؟ حقیقت این است که پشت شهرداری اصولاً یک مکان فیزیکی نیست، مخصوصاً اینکه الان ساختمان شهرداری یا «بلدیۀ تهران» در «خیابان بهشت» قرار دارد. پس کجا بودنِ مکانِ پشت شهرداری دیگر محلی از اِعراب ندارد. اما بهتر است این‌طور بگویم که پشت شهرداری با روح و روان بچه‌ های دهه های پنجاه و شصت در ارتباط بوده است؛ مفهوم گسترده‌ای که زندگی فرهنگی چند نسل به آن گره خورده.

نمایی از بازار پشت شهرداری تهران
پشت شهرداری تهران، گره خورده به خاطرات فرهنگی چند نسل

پشت شهرداری تهران؛ یادآور خاطرات گذشته

احتمالاً شما یادتان نیست که یک زمانی همه چیز گَل و گشاد بود، خانه‌ها حیاط داشتند و طراحی هال و پذیرایی به «سبک حسینیه» مد بود؛ باز و درندشت با چند تایی پُشتی. ماشین‌ها هم همان‌طور بودند؛ «بیوک»، «آریا» و «شورلت نوا». «پیکان»، کوچک‌ترین ماشین‌ بود  با طرح منظره‌ای داخل درهای آن که یعنی اگر پیکان تنگ است، به جای آن افق و ساحل دارد! کنارِ منظره، عکس «داریوش» و «شعله»، بازیگرِ زنِ هندی را نیز می‌زدند. لباس‌ها پُر از «چین»، «پلیسه» و «اِپُل» بودند. مانتوی خانم‌ها تا زیر پاشنه می‌رسید، سر شانه‌ها را اپل می‌زدند و می‌شدند آقاي «تختی»! مردها شلوار پارچه‌ای با طرحِ خمره به رنگ سفیدِ یخچالی یا «کرپ» مشکی با دورِ کمر پلیسه به پا می‌کردند، پیراهن‌های سرشانه دارِ یکی دو سایز بزرگ‌تر می‌پوشیدند و زیر آن یک تیشرت آبی نفتی، مشکی یا قهوه‌ای برای پوشاندن بدن در برابر دکمۀ باز بالای پیراهن، تن می‌کردند.

پشت شهرداری تهران
اینجا تهران است! پشت شهرداری

‌آن زمان‌ها طوری لباس می‌پوشیدیم که انگار دو نفر هستیم، یک جوری که وقتی با کفش‌های کتانی‌ِ سفیدِ «وُردکاپ» تُند می‌دویدیم، باد توی لباسمان می‌پیچید و زیر بغلمان صدای پر گرفتن «یاکریم» و «کفترچاهی» می‌داد! این‌ها بی‌حکمت نبود. آن وقت‌ها تقریباً همه چیز ممنوع بود، وقتی همه چیز ممنوع باشد، مردم باید جایی داشته باشند که دستگاه «ویدیو VHS» چهار پنج کیلویی به ابعاد یک «کاغذ A3» را در آن جاساز کنند!

پشت شهرداری تهران در میدان توپخانه
مرور خاطرات گذشته در پشت شهرداری تهران

پشت شهرداری تهران؛ بازار اقلام ممنوعه!

آن زمان یک جاهایی توی تمام شهرها بود که این اقلام ممنوعه را می‌توانستی آنجا پیدا کنی، بازاری که کار آن رساندن اقلام ممنوعه به مشتریان بود؛ مثل: «کاشی ‌کاری» در «کرمانشاه»، «اکباتان» در «همدان» یا «میدان ساعت رشت» و غیره. بازار این اقلام ممنوعه در تهران، پشت شهرداری بود که در ضلع شمالیِ «میدان توپخانه» قرار دارد و هنوز هم کاربری خود را از دست نداده است اما طول فهرست اقلام ممنوعه دیگر به اندازهٔ گذشته نیست.

در آن دهه‌ها، روند کار این‌طور بود که می‌رفتی پشت شهرداری و وسط جماعت چند دقیقه‌ای چرخ می‌زدی تا یک داداشی با همان ترکیبِ لباس‌های گَل و گُشاد می‌آمد و زیر سیبیلی می‌گفت: «نَواشوپاس» که یعنی «نوار»، «شو» و «پاسور». بعد که پیِ او را می‌گرفتی، می‌آمد و منو را باز می‌کرد که چه می‌خواهی. سفارش که می‌دادی، یک ربعی می‌رفت و از مخزنی که داشت، جنس را می‌آورد و از توی لباس گَل و گُشاد خود، جاسازی می‌کرد توی لباس گَل و گُشاد تو!

گشتی در پشت شهرداری تهران
بازارگردی در پشت شهرداری تهران

انواع «رنگارنگ»‌، «گلچین‌» و «خارجی‌» در پشت شهرداری

مفاهیمِ پشت شهرداری، به نحوی زندگی بچه ‌های دهه های شصت و هفتاد را شکل می‌داد، مثلاً شوی رنگارنگ این‌طور بود که هر عمله اَکَرِه‌ای که در «لس‌ آنجلس» روی «استیج» رفته و شلنگ‌تخته انداخته بود، یک VHS پُر می‌کرد و مثلاً می‌شد رنگارنگ ۷۱! نوارهایی هم به اسمِ گلچین بودند که در چینش گل‌های آن‌ها نقشی نداشتی و بر پایۀ سلیقۀ داداش توی پشتِ شهرداری گلچین شده بودند. پشتِ شهرداری، استارتِ فرهنگِ زیرزمینیِ کل ایران بود. آخرین کارهای «پینک‌ فلوید»، «مایکل جکسون» و «مدونا» از پشت شهرداری تهران به بازارِ فرهنگیِ زیرزمینیِ ایران سرازیر می‌شد. البته ما آن زمان‌ها نمی‌دانستیم این‌ها پینک ‌فلوید، مایکل و مدونا هستند، به همۀ آن‌ها می‌گفتیم خارجی! بعدها که آزاد شدند تازه فهمیدیم فلان آهنگ در آن سال‌ها «جایزه گرَمی» برده بوده است.

ویترین مغازه لوازم صوتی در پشت شهرداری تهران
صداها و نواها در پشت شهرداری تهران

داداش‌های بازا‌رهای ممنوعه، مانند اخراجی‌ های «ده نمکی» بودند. آن‌ها به نحوی از بازار رسمی و بی‌رونقِ دورانِ جنگ اخراج و کنار گذاشته شده بودند اما بازارِ فرعیِ ممنوعۀ آن‌ها به زندگی ما رنگ می‌داد. زمان گذشت و آزادی‌های فرهنگی هر چقدر پُررنگ‌تر شد، از رنگ پشت شهرداری یا توپخانه کاسته شد. این روزها می‌شود رادیوهای قدیمی، فیلم، انواع سیم، فیش، لوازم جانبی‌ فیک موبایل، وسایل صوتی و تصویری دسته دوم، ضبط و سیستم ماشین و البته انواع پلی ‌استیشن و بازی را در پشت شهرداری پیدا کرد.

انواع پلی استیشن و بازی در پشت شهرداری تهران
انواع پلی استیشن و بازی در پشت شهرداری تهران

چرا به اینجا می­‌گویند پشت شهرداری؟

می‌پرسید چرا به این نقطه از زمین می‌گویند پشت شهرداری؟ در حدود صد سال پیش که کشور داشت از دست قاجارها به دست پهلوی‌ ها می‌افتاد، شهردارِ ارمنیِ با جربزه‌ای به نام «گاسپار ایپگیان» پیدا شد که قصد کرد امور بلدیۀ تهران را متمرکز و به سامان کند. از این رو ساختمانی در ضلع شمالی میدان توپخانه ساخت و آن را بلدیه کرد. این بلدیه، بارها بازسازی شد و بعد از چهار، پنج دهه در اواخر دهۀ چهل آخرین ساختمان آن ویران شد. خیابان پشتی این ساختمان را پشت شهرداری می‌گفتند که در دهه شصت به بازاری غیررسمی تبدیل شد. حالا مغازه‌های آن پشت، بَرِ میدانِ توپخانه قرار گرفته‌اند و تقریباً از آن بازار غیررسمیِ دهه شصتی خبری نیست.

ویترینی از رادیوهای قدیمی در پشت شهرداری
انواع رادیوهای قدیمی در بازار پشت شهرداری تهران

چطور به پشت شهرداری برویم؟

آدرس پشت شهرداری -همان‌طور که در متن فهمیدید- ضلعِ شمالیِ میدان توپخانه یا همان «میدان امام خمینی» است. میدان توپخانه تهران تقریباً جزء در دسترس ‌ترین نقاط تهران محسوب می‌شود که به اصلی‌ ترین خیابان‌ های تهران مرتبط است. ایستگاه «مترو امام خمینی» که در محل تقاطع دو خط یک و دو مترو قرار دارد، بهترین راه دسترسی به پشت شهرداری است. به پشت شهرداری بروید و از خُرده خاطرات باقی‌مانده از زیرزمینی‌های دهه شصت لذت ببرید.