«زرگنده»، ییلاق روس‌های خوش‌اشتها

کوچه‌گردی

اگر از «الهیه» و «جردن» کمی دورتر برین، به محله‌ای به نام «زرگنده» می‌رسید؛ محله‌ای قدیمی در تهران. محله‌ای که مدتی پیش که مشغول قدم زدن تو خیابون‌ها و تهران گردی بودم، پاهام من رو به اونجا بردن؛ به سمت یک سراشیبی با تعداد بسیار زیادی پله. با خودم گفتم چرا این همه پله؟ مردم و سالمندان چطور از اینجا عبور می‌کنن؟

محله زرگنده
زرگنده، محله‌ای قدیمی در تهران

سرگرم خوندن نام کوچه‌ها که هم‌نام شهدا بودن، شدم. خوندم و خوندم تا رسیدم به پیرمردی که میون بافت قدیمی محله، مغازۀ خیلی کوچکِ آجری داشت. لبنیات می‌فروخت. روی صندلی کنار مغازه نشستم تا کمی خستگی در کنم. با یک لیوان چای از من پذیرایی کرد. این مهمان‌نوازی در تهران کم‌تر دیده می‌شه.

نمایی از کوچه های زرگنده
زرگنده، محله‌ای در تهران با بافت قدیمی

محله زرگنده چطور زرگنده شد؟!

اسم محله و علت نامگذاری اون رو از پیرمرد پرسیدم. با خوش‌رویی جواب داد: محله زرگنده! مدت‌ها پیش، زرگنده یک تپۀ خاکی داشت که مردم پول‌هاشون رو اونجا دفن می‌کردن. به هر کسی که پول‌ها رو پیدا می‌کرد، «زرکنده» می‌گفتن که به مرور به زرگنده تبدیل شد.

در مورد بافت و سبک محله پرسیدم. با غمی عمیق برام توضیح داد که این جا دو قسمت داره. قسمتی اعیان‌نشین و قسمتی هم محل سکونت مردمی که درآمد اون‌ها فقط کفاف نون شب رو می‌ده. از بافت قدیمی محله مشخصه که صد سالی از بنای خونه‌ها می‌گذره. اما علت عدم بازسازی خونه‌ها رو همه نمی‌فهمن... بی‌پولی! مشکلی که اغلب ساکنان این محل دارن. اون‌ها شب‌ها رو به امید اینکه شهردار تنها یک بار به محله سر بزنه می‌خوابن.

زرگنده، محله‌ای قدیمی با خانه‌هایی فرسوده

تا حالا طرح‌های مختلفی تو محله اجرا شده. مثلاً پله رو جایگزین شیب کردن که عاقبت اون، زمین‌گیر شدن افراد ناتوان و سخت شدن زندگی روزمره برای خیلی‌ها بود. یک بار هم طرح تشویقی برای بازسازی گذاشتن، اما خونۀ خیلی‌ها شامل این طرح نشد. هر کی که بخواد بازسازی کنه، باید با همسایه‌ها گروه تشکیل بده تا با هم یک آپارتمان بسازن. اما کو پول ساخت؟! این محله حتی یک پارکینگ درست و حسابی هم برای ماشین‌ها نداره. پنجرۀ خونه‌ها درست روبه‌روی هم باز می‌شن، یعنی یا باید همیشه پنجره‌هایی بسته و پوشیده و اتاق‌هایی تاریک داشته باشی یا تا انتهای خونۀ ۴۰ متریِ تو رو همسایه‌ها هم ببینن!

بافت قدیمی زرگنده
کوچه های باریک، خانه‌های فرسوده

پیرمرد خسته بود، نه تنها خسته از کار، بلکه خسته از زندگی؛ خسته از تفاوت طبقاتی. اما به خاطر فرزند و نوه‌هایی که همه با هم در یک خونۀ کوچک زندگی می‌کنن، باید کار می‌کرد. باید مقاومت می‌کرد تا بتونه قسط عروسی پسر کوچکش رو بده.

از امامزاده اسماعیل تا سفارت روسیه

در کوچه‌ها قدم زدم. به سمت «امامزاده اسماعیل» رفتم. مردم دست به دامان امامزاده بودن. یکی پول می‌خواست، یکی شفا. خلاصه که هر کسی، دردی داشت. مگر این روزها زندگی بدون درد هم می‌شه؟

نزدیک شدم به مرزهایی که روی نقشه، محله رو از اطراف اون جدا می‌کرد. «سفارت روسیه» رو دیدم که در بخش اعیان‌نشین محله قرار داشت. اعیانی که آرزو می‌کردن کوچۀ «عمرانی»، کوچه‌ای که خیلی‌ها مثل پیرمرد در اون خونه داشتن، ویران بشه.

خیابان شهید محسن عمرانی در زرگنده
خیابان عمرانی زرگنده، مرزی برای تفاوت طبقاتی

سفارت روسیه، باغی بود که روس‌ها در دوره‌ای از اون‌جا به کل محله حکومت می‌کردن. حکومتی که حتی ماموران دولتی ایران هم حق دخالت در اون رو نداشتن تا حدی که در زمان نخست‌وزیری «امین‌الدوله»، روس‌ ها به علت نارضایتی از اون، حق عبور از زرگنده رو برای رسیدن وزیر به خونۀ خودش نمی‌دادن.

اکثر مردم در اون زمان‌ کشاورز بودن و چون زرگنده، در دامنه و سردسیر بود، غلات و میوه‌های سردسیری می‌کاشتن. مردم ساکن زرگنده از خدمت به نظام معاف بودن و مالیات رو به وزیر مختار روس پرداخت می‌کردن؛ مثل ساکنان محله «قلهک» که انگلیس‌ها در اون‌جا حکمرانی می‌کردن. به جز اتباع روس و اهالی زرگنده، کسی حق خرید ملک در این محله رو نداشت.

در اون زمان‌، مردم برای حل مشکلات پیش مستخدمی از سفارت که اتاقی برای رسیدگی به حرف‌های مردم داشت، می‌رفتن. به اون مستخدم «کدخدا» می‌گفتن. خونهٔ یکی از کدخداهای زرگنده که همیشه در تلاش برای ایجاد شغل و مسکن برای مردم بود، هنوز هم در محله وجود داره؛ خونه‌ای بسیار زیبا با قدمتی نزدیک به ۲۰۰ سال.

دیدنی‌ های تهران در محله زرگنده

با وجود درد و غم محله زرگنده، تعدادی از دیدنی‌ های تهران در این محله قرار دارن؛ اماکنی که از تور تهران‌ گردی جا موندن! اماکنی مثل: «باغ نصرالسلطنه»، «منزل سعدالملک»، «گورستان محلی زرگنده» و موارد زیاد دیگه‌ای که هر کدوم می‌تونن موضوع یک تور جذاب تهران‌ گردی باشن.

محله زرگنده
تهران گردی در محله زرگنده

دیگه شب شده بود. اونقدر در درد و رنج مردم محله زرگنده، مردمی مهربان و دست‌ودلباز اما مظلوم، غرق شده بودم که گذر زمان رو حس نکردم. اگه روزی گذرتون به اون طرف‌ها افتاد، حتماً به اماکن تاریخی محله سر بزنین، به خصوص به خیابان عمرانی!