خیابان های معروف تهران

مشاور کوچه

اینکه نوشتیم خیابان های معروف تهران یک ادعای غیر قابل اثبات است. می شود پرسید معروفتر از دید چه کسی؟ و از چه لحاظی؟ خیابان های معروف تهران برای خرید؟ یا خیابان های معروف تهران برای دور دور؟ پاسخ نویسنده می تواند این باشد که معروف از دید مشاور کوچه که می تواند خطا هم داشته باشد و شمای خواننده نظر دیگری داشته باشید که به کامل شدن این لیست ده تایی کمک کند. در اینجا با آوردن اسم خیابان های معروف تهران از نظر مشاور کوچه این خیابان ها را معرفی می کنیم. پس طبق قرار «مشاور کوچه»، متن های این بخش تعاملی است و شما اگر نظر تازه ای دارید با کامنت گذاشتن برای این متن و ارتباط با شبکه های اجتماعی «کوچه» در توییتر، اینستاگرام، یوتیوپ و آپارات، می توانید در تغییر و توسعه نوشته ها مشاور به کوچه کمک کنید.

خیابان امام خمینی

مریض خانه، باغشاه، سپه یا امام خمینی یکی از قدیمی ترین و معروفترین خیابان های تهران است. خیابانی شرقی- غربی که در مرکز تهران قرار گرفته است. اینجا که قدم می زنید باید حواستان به موتوری هایی که از لا به لای ماشین ها و آدم ها رد می شوند باشد. صدا توی این خیابان حتی یک لحظه قطع نمی شود؛ صدای بوق و قژ قژ ماشین ها و فریاد آدم ها. در این هیاهو ایستاده اید، جایی که شرقش به میدان توپخانه و غربش به اتوبان یادگار امام می رسد. برای رسیدن به این خیابان بهترین گزینه مترو است، گرچه حتما خودتان حدس می زنید که توی یک ایستگاه مهم در مرکز شهر چه موج جمعیتی در انتظارتان خواهد بود، اما دست کم نگران جای پارک پیدا کردن و توی ترافیک ماندن نخواهید بود. از مترو ایستگاه امام خمینی بیرون می آیید و گزینه های متعددی را برای گشت و گذار پیش روی خودتان می بینید. از چرخیدن در مغازه های ادویه فروشی و اغذیه فروشی باب همایون تا سر زدن به موزه علی اکبر صنعتی، آنجایی که با تماشای مجسمه ها دلتان ریش بشود و درد آدم های جامعه را عمیق حس کنید.

میدان توپخانه و ساختمان مخابرات نقطه آغاز تهرانگردی در خیابان امام خمینی

از شرق به غرب می رویم، اگر از خاطرات دهه شصتی پشت شهرداری بگذریم، موزه پست و تلگراف را می بینیم، سر در باغ ملی را می بینم و جلوی وزارت خارجه توقف می کنیم و موزه ملک را هم توی برنامه می گذاریم. بعد دوباره از همان در باغ ملی می آییم بیرون و مسیرمان را ادامه می دهیم تا میدان حسن آباد. همین طور می رویم تا برسیم به موزه ثبت احوال و بعد هم موزه مقدم را بگردیم.

سر در باغ ملی و میدان مشق بی شک جذاب ترین توقفگاه در خیابان امام خمینی هستند

توی مسیر، ابزار فروشی ها و قفل و دستگیره فروشی ها را می بینیم و می توانیم به کاموا فروشی ها سری بزنیم حتی اگر قصد خرید نداشته باشیم بازی با رنگ ها آدم را سر کیف می آورد. موزه ملی قرآن و ساختمان مجلس خبرگان را داریم و بعد هم دانشگاه افسری امام علی. میدان حر یا همان باغشاه را می بینیم و به دانشگاه جنگ می رسیم.

میدان حسن آباد یادگاری از گذشته که هنوز میان شلوغی ها زنده مانده

همین لیست مختصری که حتما خیلی چیزها توش جا افتاده است می تواند گویای این باشد که چه پتانسیل بی نظیری در این خیابان مهم مرکزی تهران وجود دارد تا یکی از انتخاب های ما برای تهرانگردی باشد. خیابانی که بخش عمده ای از تاریخ ایران را با خود حمل میکند. خیابانی که در دوران مشروطه میدان توپخانه اش محل تجمع حامیان سلطنت بود و سر دیگرش در باغ شاه آزادی خواهان را گردن زدند.

خیابان ولیعصر

یکی از خیابان های معروف تهران خیابان ولیعصر است. بلندترین خیابان خاورمیانه؛ خیابانی با درختان فراوان و جوی های آب که می تواند یک مسیر بی نظیر برای پیاده روی و تهرانگردیست. رضاخان در زمانی که وزیر جنگ بود دستور ساخت خیابان پهلوی را داد تا کاخ مرمر در جنوب تهران را به کاخ سعدآباد در شمال وصل کند. ولیعصر به بلندی تقریبا هیجده کیلومتر از میدان راه آهن تا میدان تجریش ادامه دارد و در طول آن ده ها انتخاب از جمله مراکز فرهنگی، تجاری، اداری و تفریحی وجود دارد. یک روزگاری عشاق تهرانی قرارشان پیاده روی طول این خیابان بود. ولیعصر که روزی شصت هزار درخت داشته، امروز تنها پنج هزار درخت دارد که خیلی هایشان در معرض خشک شدن هستند. البته هنرمندان با ذوقی هستند که با اجرای تکنیک های هنری به درختان خشکیده ولیعصر جان دوباره داده اند.

تهران گردی در خیابان ولیعصر را می توانید از یک ظهر پاییزی در میدان راه آهن با نهار دیزی آذری شروع کنید

در میدان راه آهن ایستاده ایم توی ایستگاه شلوغ بی آر تی و گشت امروزمان در تهران را شروع می کنیم. از دیزی آذری می گذریم و مهدیه تهران را پشت سر می گذاریم. جلوی گرمابه فرد تمیز می ایستیم و حتی اگر شد داخل می رویم و نگاهی به دیوارهای نود ساله اش می اندازیم. از کنار مغازه های لوازم ورزشی منیریه می گذریم و شاید سر به خانه مینایی بزنیم. حالا رسیدیم به چهار راه سپه، موزه ملی قرآن و هنرستان موسیقی پسران تهران را می بینیم و بعد می رسیم به ساختمان فرهنگستان هنر و کاخ مرمر.

مسیر ما پر از ساختمان های قدیمی مربوط به دهه های مختلف است و همچنان که از کنار ادارات و مراکز دولتی عبور می کنیم به جمهوری می رسیم و میان مغازه های پوشاک گشتی می زنیم. در تئاتر شهر توقف می کنیم و توی پارک دانشجو نفسی تازه می کنیم. مسیرمان را تا ساختمان فرهنگستان هنر ادامه می دهیم.

چهارراه ولیعصر و تئاتر شهر و کافه های اطرافش توقفگاه خوبی برای خیابان ولیعصر است

در میدان ولیعصر می توانیم به سینماهای قدس، استقلال یا آفریقا برویم و با تماشای یک فیلم روحمان تازه شود. در ادامه پارک ساعی منتظر ماست و اگر جیبمان خالی نباشد می توانیم در نایب ساعی، دلی از عزا دراوریم. میدان ونک با مراکز خریدش می تواند توقفگاه مناسبی باشد، بسته به وضع هوا آبمیوه یا بستنی می خوریم. مرکز خرید اسکان را ابتدای خیابان میرداماد داریم و بعد به پارک ملت می رسیم. از چهار راه پارک وی تا میدان تجریش قرار است غرق بشویم لای درختان در هم تنیده خیابان ولیعصر که چترشان را روی همه پیاده رو پهن کرده اند. امامزاده صالح در میدان تجریش بهترین گزینه برای این مسیر تهرانگردیست.

باغ فردوس و نوشیدن قهوه در کافه ویونا نقطه پایانی ولیعصر گردی

خیابان لاله زار

ناصرالدین شاه بعد از اینکه از سفر اول به اروپا برمی گردد به فکر ایجاد خیابانی مدرن در تهران می افتد. شاه از فرنگ برگشته دستور می دهد در لاله زار خیابان بکشند و آن را شبیه خیابان های فرنگ بکنند. لاله زارِ آن دوران پر بود از تجارت خانه ها، خیاط خانه ها، رستوران ها و سینماهایی که به سبک اروپایی ساخته شده بودند.

لاله زاری، شانزه لیزه تهران بود

شانزه لیزه تهران محل تولد سبک موسیقی کوچه بازاری بود. در دوره پهلوی خوانندگان مختلف در لاله زار روی صحنه می رفتند. سالن گراند هتل محل اجرای نمایش مختلف بود که همین موضوع جوانان آن روزها را به لاله زار می کشاند. خانه و باغ اتحادیه از بناهای تاریخی به جا مانده از دوران شکوه لاله زار است. امروز روی سینماهای لاله زار غبار زمان نشسته و از هیاهو و پویایی گذشته اش چیزی نمانده جز صدای بوق ماشین ها و موتورها و همهمه آدم هایی که برای خرید چراغ و لوستر به اینجا مراجعه می کنند.

شاید باورمان نشود اما این همان گراند هتل مشهور لاله زار است

تصور اینکه روزی اینجا باغی بود که درختانش هوا را به غایت خنک می کردند و لذت نفس کشیدن در این هوا برای ساکنین چقدر زیاد بوده، تقریبا غیر ممکن است. حالا در این خیابان دود گرفته تنها دیوارهایی باقی مانده که ماکتی از شکوه و جلال گذشته اش است. اما به هر ترتیب گشت و گذار در این فضا می تواند تا حدی حال و هوای گذشته این خیابان را برایتان زنده کند. گراند هتل، عمارت کافه پارس و سینماهای رودکی و فردوسی و نادر و لاله یا تئاتر سعدی و تماشاخانه گیتی و باقی فضاهای تاریخی باقیمانده در این خیابان یادگار روزهای گذشته اند که لای لوستر فروشی ها گم شده اند.

سخت است که باور کنیم اینجا لاله زار تاریخی است

3-خیابان ناصرخسرو

ناصریه میدان توپخانه را به خیابان بوذرجمهری متصل می کرد. اولین چاپخانه و اولین داروخانه تهران در ناصریه بود. ناصریه حالا ناصرخسرو شده است؛ یک خیابان قدیمی در نزدیکی بازار تهران که همچنان به حیات خودش ادامه می دهد. خیابانی که یک روزی شمال و جنوب تهران سالهای دور را به هم وصل می کرد. عمر ناصر خسرو به سال  1285 می رسد آن زمانی که ناصرالدین شاه از فرنگ برگشته، خیابان های پاریس و لند هوایی اش کرده بودند و تصمیم گرفت که دیوار به دیوار شمس العماره اش خیابانی به سبک فرنگی ها بسازد. خیلی زود این خیابان شد اولین راسته کتاب فروشی ها تهران و محل تجمع منورالفکرهای پایتخت.

خیابان ناصر خسرو و یک پیاده روی قجری در مرکز تهران

اما این روزها اگر قصد خرید تجهیزات پزشکی، لوازم آرایشی، دوربین عکاسی را دارید می توانید سری به ناصرخسرو بزنید.گرچه خیلی ها هنوز ناصرخسرو را جایی برای خرید داروی قاچاق می شناسند، اما در سالهای اخیر با مرمت بخش هایی از آن، خیابان به یک مسیر مناسب گردشگری تبدیل شده است.کوچه مروی و خانه امام جمعه و مدرسه دارالفنون از مکان های دیدنی ناصرخسرو هستند. فلافل مروی که قدیمی ترین فلافلی تهران است می تواند ناهار روزی باشد که این مسیر را برای تهرانگردی انتخاب کرده اید. از متروی امام خمینی بیرون بیایید و سوار ماشن برقی های دم مترو بشوید و آرام آرام ناصرخسرو را بروید تا ته، همانجا که خیابان اصلی بازار شروع می شود. انگار یکی چرخ زمان را کند کرده تا دیگر سرعت زندگی مانع لذت بردنمان نشود. ناصرخسرو و بدنه تاریخی ش پر از زیبایی هستند که می توانند شرایط یک گردش در تاریخ را برایتان فراهم کنند. از اول محرم ناصرخسرو پر می شود از اسباب و لوازم هیات و تعزیه، از پرچم و پرهای رنگی گرفته تا سنج و طبل و زنجیر. گشت و گذار در آن در این ایام حال و هوای خاص خودش را دارد.

شمس العماره یکی از همسایه های قدیمی خیابان ناصرخسرو

خیابان جمهوری

شاه اباد سابق که حالا جمهوری نامیده می شود، یک خیابان شرقی-غربی شلوغ تهران است که از میدان بهارستان به میدان جمهوری می رسد. خیابان جمهوری در زمان رضا شاه ساخته شده و به عنوان یکی از مسیرهای کلیدی حمل و نقل تهران محسوب می شود. رضا شاه که یک جورهایی قاجار گریزی را ترویج میکرد، با ساخت و سازهای دولتی اش در خیابان ناصر خسرو، کم کم کتاب فروشی ها را به خیابان شاه آباد یا همین جمهوری خودمان انتقال داد و کتاب فروشی ها و کافه ای این خیابان شدند پاتوق روشنفکران عصر پهلوی.

جمهوری افق دلگیری دارد

اما خب سکه کتاب در این روزها دیگر خریدار ندارد و حالاجمهوری بیشتر پاتوق کسانی ست که دنبال تهیه لوازم خانگی و موبایل و وسایل الکترونیک هستند. خیابان یکی از مهم ترین مراکز خرید تهران است. خیابان های اصلی و فرعی زیادی به جمهوری می رسند که هر کدام بورس یک کالا هستند. ظهیرالاسلام که بورس کاغذ است، یا سپهسالار که گزینه مناسب خرید کیف و کفش زنانه می باشد. تا ولیعصر که در شمال مرکز پوشاک و در جنوب مرکز تجهیزات پزشکی است. پاساژ علاالدین هم یکی از پر طرفدارترین مراکز خرید و فروش موبایل و تجهیزات مربوطه هستند. در طول خیابان جمهوری کافه نادری قرار گرفته که پاتوق روشنفکرهای سال های دور و نوستالژی بازهای امروز است. موزه جواهرات که در ساختمان بانک ملی در چهار راه استانبول وجود دارد و موزه آبگینه از انتخاب های فرهنگی این خیابان هستند.

اسم جمهوری با مغاه های صوتی تصویری کمی جور نمی شود

لاله زار و لوستر فروشی ها و سی تیر اغذیه فروشی هاش هم جمهوری را قطع می کنند. دست آخر جمهوری می رسد به بهارستان و آن آخرهاش مغازه های فروش کارت دعوت پر و خالی می شوند از عروس و دامادها با سلیقه های مختلف که دارند تدارک عروسی شان را می بینند. شاید طی کردن طول جمهوری به هوای تهرانگردی گزینه آنچنان مناسبی نباشد، اما قطعا اگر قصد خرید داشته باشید می تواند بهترین گزینه باشد. پیشنهاد نویسنده متن برای شما تماشای یک فیلم در سینمای چارسوست که با تکنولوژی جدیدش لذت گردش را برایتان دو چندان می کند.

خیابان آزادی

خیابان آزادی دروازه ورود به تهران است و برج آزادی نماد اصلی پایتخت

خیابانی در غرب تهران که میدان آزادی را به میدان انقلاب وصل می کند. خیابانی که همیشه پر رفت و آمد است و جز مهم ترین راه های ارتباطی شهر تهران محسوب می شود.

برج آزادی، که نماد شهر تهران است و یکی از مهمترین مراکز فرهنگی هنری به شمار می رود در راستای خیابان آزادی قرار گرفته است. پایانه آزادی در مجاورت برج آزادی مهم ترین و بزرگترین پایانه شهر تهران است. بنابراین شاید بتوان گفت که خیابان آزادی دروازه ورود به شهر تهران است. در روزهای راهپیمایی آزادی پر می شود از آدم هایی که همه برای اجتماع در میدان حرکت می کنند. مسابقات ورزشی هم می تواند حال و هوای آزادی را دگرگون کند، این خیابان که از مسیرهای اصلی دسترسی به ورزشگاه آزادی ست پر می شود از طرفداران فوتبال که برای برد یا باخت تیمشان سر و صدا می کنند.

خیابان آزادی مسیر نهایی تمام تجمع هاست که در نقطه پایان به میدان آزادی می رسند.

آزادی از آن خیابان ها نیست که برای پیاده روی توصیه اش کنیم، از آنهاست که بنا به نیازتان برای انجام امور مختلف به آن مراجعه کنید. خلاصه اینکه خیابان آزادی یک خیابان کاری و اداری است که اصولا توسط ساختمان ها و برج های وزارت کار و زیر مجموعه های این وزارتخانه از سازمان تامین اجتماعی گرفته تا سازمان آموزش فنی و حرفه ای تسخیر شده است. اما شاید بعد از برج آزادی، مهمترین ساختمان در خیابان آزادی، دانشگاه صنعتی شریف باشد که نمای آجری اش برای بچه درس خوان ها خیلی آشناست.

وزارت کار که خابان آزادی را به تسخیر خودش در آورده

خیابان خیام

جلیل آباد یا جلیل الملکِ دوره قاجار که حالا ما به اسم خیابان خیام می شناسیمش، در مجاورت چهارراه گلوبندک مسیر پر رفت و آمد ورودی بازار تهران است. خیابان شمالی-جنوبی که خیابان امام خمینی را به خیابان شوش وصل می کند. خیام علاوه بر تمام چیزهایی که برای فروش توش پیدا می کند میزبان چرخ خیاطی فروش های تهران است. خیاطها اینجا را خوب می شناسند. پارک شهر و مجموعه تاریخی سنگلج هم از دیگر مواردی هستند که در خیابان خیام می توانید ببینید. یکی از درهای متروی امام خمینی در این خیابان باز می شود که خودش یک بنای تاریخی ست و به نام قورخانه است. سردی با تزیینات آجری که مرمت شده اند. در خیابان خیام یک کتابفروشی قدیمی و خاص هست که جز هویتش شده، یک دیوار از خیابان که روش قفسه هایی نصب شده اند و همانها شده اند پناه کتاب ها که شاید این روزها دیگر آنقدرها هم طرفدار نداشته باشند. این باریکترین کتابفروشی کتابهای نایاب می فروشد و هنوز هم مشتر های خاص خودش را دارد.

خیابان خیام بورسی برای چرخ خیاطی 

امتداد خیابان خیام می رسد به میدان محمدیه در خیابان مولوی. ورودی بازارهای عباس آباد، پاچنار و دروازه نو در این خیابان هستند. دسترسی به بازارهای بزرگ خودش می تواند دلیلی کافی برای پرسه زنی در خیام است، به خصوص اگر قصد خرید داشته باشید.

خیابان آفریقا یا نلسون ماندلا

جردن با تمام جذابیت هاش با مغازه های برند و جوان هایی که برای دور دور کردن با ماشین های خاصشان قرقش می کردند، هنوز یکی از محبوب ترین هاست. جردن الهیه را به آرژانتین وصل می کند.

ساموئل مارتین جردن که بانی دبیرستان البرز بود، دلیل نامگذاری این خیابان است. او یک مسیحی بود که در ایران فعالیت می کرد و در دانشگاه یو سی آی کالیفرنیا رشته ایرانشناسی تاسیس کرده بود. پس از انقلاب نام آن را به آفریقا تغییر دادند و در سال 93 شد نلسون ماندلا. حالا روی تابلوهای راهنما هم اسم آفریقا را می بینیم و هم اسم نلسون ماندلا را و هنوز بعد از این همه سال تغییر اسم خیابان جردن روی تابلوهای نصب شده برای پیدا کردن مسیرش لنگ می زند. بین مردم جردن همان جردن است و گرچه که ابهت سالهای قبلش را ندارد و جوان ها پاتوق های دور دور بیشتری پیدا کرده اند، اما هنوز شیک و پیک منتظر رهگذرهاست. اگر سفارتخانه هر کشوری خاک همان کشور باشد، جردن مثل لحاف چهل تکه ای از کشورهای مختلفی ست که سفارتشان را در خود جا داده است.

خیابان دور دورها و سفارتخانه ها

خیابانی برای سفارتخانه ها، سفارت کشورهای کنیا، ایتالیا، کویت، لهستان، بنگلادش، بحرین، عمان، قطر، اروگوئه، ونزوئلا، فیلیپین و سریلانکا هر کدامشان بخشی از این خیابان را مال خود کرده اند. مغازه های برندهای خارجی هم بر فرنگی تر شدن این خیابان دامن می زنند. آفریقا در قلب تهران با مجموعه ای از نشانه های فرنگی خودنمایی می کند و برای گشت زدن یکی از مناطق جذاب تهرانگردیست. البته از آن جاهایی که جیب پر پول بر کیفیت گشت و گذارتان می افزاید.

خیابان انقلاب

برای پشت کنکوری ها خیابان انقلاب همان تصویر روی اسکناس های پنجاه تومانی سردر دانشگاه تهران است. آرزویی که وقتی کتاب های کنکور را دستشان می گیرند مدام توی ذهنشان جرقه می زند. انقلاب یعنی دانشگاه، یعنی شوق کتاب درسی داشتن، یعنی لیست کتاب هایی که استاد داده دستت بگیری و مغازه به مغازه بگردی و دست آخر بروی توی کافه فرانسه یک قهوه ترک سفارش بدهی و رو به روی خیابان پشت شیشه بایستی و با تماشای آدم های مشتاق علم کیفور شوی.

خیابان انقلاب با تمام طولانی بودنش بیشتر با نماد پنجاه تومنی بزرگ شناخته می شود

این تمام ماجرای انقلاب نیست، از میدان انقلاب تا میدان امام حسین داستان این خیابان مدام تغییر می کند. از سینماهاش شروع کنیم، بهمن و مرکزی و پارس و سپیده که هر کدام در دوران خودشان برو بیایی داشتند و امروز به درد نوستالژی بازی می خورند. پس اگر دلتان میخواهد در یک همچو فضایی به تماشای فیلم بپردازید اینها گزینه های مناسبی هستند. سالن های تئاتر و مراکز فرهنگی و تا چهارراه کالج ادامه دارند.

میدان انقلاب نقطه ای آغازین برای کتاب گردی

ساختمان تئاتر شهر و پارک دانشجو یکی از دیگر از مکان هایی است که در طول خیابان انقلاب به درد توقف کردن می خورد البته  نمی شود به آسانی از کافه های این مسیر گذشت. در میان خیابان های تهران که هر کدامشان بورس یک کالای خاص هستند، فاصله چهار راه ولیعصر تا چهار راه کالج پاتوق لباس سنتی بخرهاست و مغازه هایی که با ویترین های رنگارنگ از لباس های سنتی مشتری های خودشان را طلب می کنند. هر چند که پارچه فروشی های قدیم اینجا که برای کت و شلوار و پیراهن مردانه پارچه های خوب دارند را نمی توانیم نادیده بگیریم.از چهارراه کالج تا میدان فردوسی کم و بیش کافه ها را داریم و بعد از میدان فردوسی مغازه های فروش کفش مردانه کم کم خودشان را نشان می دهند. تا دروازه دولت پیش می رویم و از آنجا ادامه می دهیم تا پل چوبی و مغازه های ملزومات چوبی که مشتری های خاص خودشان را دارند.

انقلاب، خیابانی که از بورس کتاب بهبور کنکور تغییر شکل داد

پیچ شمیران و همهمه زیر پل را رد می کنیم تا میدان امام حسین و بازار شهرستانی که همیشه جمعیتی مشغول خرید و فروش را در خود دارد. اینجا پایان انقلاب است و دروازه ورود به شرق تهران. انقلاب از آن خیابان های تهران است که همیشه گزینه های خوبی در طول خودش برای پیاده روی و تهرانگردی دارد، جایی برای ساختن خاطره ها.

خیابان شریعتی

خیابان شریعتی به درازی ولیعصر نیست ولی دست کمی از آن هم ندارد. اینکه تصمیم بگیرید شریعتی را از پیچ شمیران بگیرید و بروید تا به میدان قدس برسید، می تواند خوراک یک روز پیاده روی تان باشد. پیچ شمیران را که از میان ولوله صدای ماشین ها رد می کنید و ابتدای شریعتی می ایستید، انتخاب هایتان می تواند متفاوت باشد. مثلا توقف در سینما ایران و تماشای یک فیلم سینمایی یا ادامه مسیر تا شهرکتاب مرکزی و چرخیدن میان محصولات مختلف فرهنگی و هنری. بالاتر تا چهار راه قصر بروید و مسیرتان را کج کنید تا باغ موزه قصر را ببینید. البته رسیدن به سید خندان و خرید از دستفروشی که زیر پل می ایستد و با گلهای تازه غافلگیرتان می کند خالی از لطف نیست. موزه رضا عباسی هم می تواند خوراک یک فعالیت فرهنگی دیگر در این راستا باشد.

شریعتی خیابانیکه هر نقطه اش با کلاس محسوب می شود

پارک کوروش با خنکای همیشگی اش در انتظار شماست، مجسمه آن مردی که روی پل برای خودش توی خیابان مینوی نشسته است همیشه حال خوب دارد، یک نگاهی بهش بیاندازید. بلندای خیابان را به موازات ولیعصر ادامه می دهیم و اتفاقات خاصش را تجربه می کنیم، حسینیه ارشاد با آن گنبد آبی خاطره انگیزش را می بینیم. حسینیه ارشاد هنوز هم کلاس ها و دوره های پر طرفدار خودش را دارد، گاهی دقت کنید صدای سخنرانی دکتر شریعتی را از لای آجرهاش می شنوید. اما باغ های سفارت های انگلیس و روسیه که درخت های این منطقه را نجات داده اند، اتفاقات جالب دیگر مسیر هستند. باغ قلهک که انگار تمامی ندارد و همیشه محل اختلاف بوده است، در تصرف انگلیسی هاست و این ماجرا تنها سودی که برای تهران داشته است، حفظ درختان باغ از طمع بلند مرتبه سازهاست.

باغ قلهک سفارت انگلیس در میانه شریعتی

شریعتی بالاتر از سیدخندان پر است از مغازه های برند کالاهای مختلف که اگر یک روزی دغدغه پول نداشتید بروید آنجا و حسابی حال خودتان را خوب کنید. هر چه بالاتر می رویم دمای هوا خنک تر می شود و حس و حال خیابان با آنچه در پیچ شمیران دیدیم فرق می کند. به میدان قدس که رسیدید می توانید خیابان دربند را ادامه بدهید تا نفس کشیدن در کوه حالتان را جا بیاورد.

تاریخی ترین نقطه خیابان شریعتی حسینیه ارشاد است

خیابان سی تیر

سی تیر با اغذیه فروشی هاش حالا دیگر حسابی برای خودش طرفدار پیدا کرده است. کافه گل رضاییه با آن فضای خاص روشنفکری زیر سایه چرخی های پر طمطراق سی تیر قرار گرفته و مردم یک جورهایی به غذاهای خیابانی عادت کرده اند. شب های اینجا حال و هوای دیگری دارد. لای رقص نور لامپ هایی که قرار است دکه ها را روشن کنند مردم در حال چرخیدن و گپ و گفتند.

سی تیر و بحث بی پایان فود استریت کردن یک خیابان تاریخی

موزه آبگینه یا موزه ملی ایران و موزه علوم و فناوری هم می توانند در طول روز مقصد فرهنگی رهگذارن سی تیر باشند. خیابانی سنگفرش شده که قرار است در آن حق تقدم با عابر پیاده ای باشد که به خاطرش کفسازی را عوض کرده اند، اما ماشین ها اینجا هم گوی سبقت را از عابران ربوده اند و تلو تلو خوران از روی سنگفرش ها می گذرند. این خیابان شمالی جنوبی، جمهوری را امام خمینی وصل می کند و به همین خاطر همیشه شلوغ و پر رفت و آمد است.

موزه ایران باستان ورودی خیابان سی تیر است

سی تیر خیابان ادیان است، کلیسای پطروس مقدس و کنیسه حییم در این خیابان هستند.

شما میتوانید تهران گردی را با هر کدام از این خیابان های پر خاطره شروع کنید و یک روز خود را از صبح تا غروب با این خیابان ها همراه شوید و تهران را از تن آسفالتی اش بیرون بکشید و جور دیگری ببینید.

کوچه را در این تجربه شهر گردی در کنار خود داشته باشید.