«قهوه‌ خانه حاج علی درویش» از ۱۲۹۷ تا امروز

خوشمزه‌گردی

این یک تجربۀ استثنایی است؛ بازدید از یکی از قدیمی‌ ترین قهوه‌ خانه های تهران که در یک فضای دو متری در هیاهوی بازار بزرگ قرار دارد. «قهوه‌ خانه حاج علی درویش» از سال ۱۲۹۷ تا امروز سرِ پا است. هر چند که شروع کار آن با حاج علی نبوده و آقای «شمشیری» تا سال ۴۱ مدیریت قهوه‌ خانه را بر عهده داشته است، اما بعد از آن «حاج علی مبهوتیان» مشهور به «حاج علی درویش» صاحب آن شده و تا امروز چراغ این قهوه‌ خانه قدیمی را روشن نگه داشته است.

حاج علی درویش
«حاج علی مبهوتیان» مشهور به «حاج علی درویش»

قهوه‌ خانه قدیمی در بازار تهران

بوق ممتد یک موتوری که توقع نداشته مرا در پیاده‌رو ببیند، گوشم را پر می‌کند. صدای سوت می‌شنوم از آن‌ها که تا سلول‌های خاکستری هم می‌رسند. حواسم جمع می‌شود که موتوری‌های بعدی را ببینم و بدانم که در محدودۀ اطراف بازار تهران، حق با عابر پیاده نیست و اینجا تنها موتوری‌ها حکم می‌کنند؛ آن هم موتوری‌هایی که چندین برابر طول و عرض موتور به آن بار بسته‌اند و هر طوری که از کنار آن‌ها رد بشوی خطر ضربه‌ای کوچک تو را تهدید می‌کند.

عرض خیابان «خیام» را طی می‌کنم و وارد «پانزده خرداد» می‌شوم. صدای ماشین و موتور، ناگهان جای خود را با صدای آدم‌ها عوض می‌کند؛ از چهچهه‌های خواننده‌هایی که چرخی‌های سی‌دی‌فروش دارند روی آن‌ها مانور می‌دهند: «سلامِ من به تو یار قدیمی منم همون هوادار قدیمی ...» گرفته تا صدای «فریادزن»هایی که اعلام قیمت کالاهای مختلف را انجام می‌دهند: «هر چی می‌خوای وردار فقط سه تومن. بُدو بُدو آتیش زدم به مالم.»

نمای قهوه‌ خانه حاج علی درویش در بازار
قهوه‌ خانه حاج علی درویش در بازار بزرگ تهران

«سبزه میدان» پاتوق دلارفروش‌ها شده و لای دست و پاهای آن‌ها، آدم‌های دیگر در عبور و مرور هستند. هر طوری که هست مسیرهای بازار بزرگ را رد می‌کنم و بعد از «مسجد شاه» می‌رسم به پشت سبزه میدان و توی «راستۀ بزازها» دنبال قهوه‌ خانه حاج علی درویش می‌گردم. با رسیدن به مقصد به طرفه‌العینی همۀ شلوغی‌ها از توی سرم پر می‌زند و آرام می‌گیرم. پیرمرد خوش‌رویی که پشت دخل ایستاده، بفرما می‌زند در حالی که من محو فضا شده‌ام؛ محو یک فضای دو متری با این حجم از انرژی.

نمایی از داخل قهوه‌ خانه حاج علی درویش
قهوه‌ خانه‌ ای در فضایی دو متری

منوی حاج علی که حالا پسرش «حاج کاظم» جای او نشسته، بیش از توقعِ من از یک چای ساده است. چای زعفران، چای لیمو، چای با هل و دارچین و مجموعه‌ای از طعم‌های مسحورکننده در انتظار من است که با محتویات قوریِ خانه‌ام زمین تا آسمان تفاوت دارد. استکان‌های کوچک و نعلبکی‌هایی که مدت‌ها است از سرویس پذیرایی ما حذف شده، اینجا تعریف دوباره و سه‌باره‌ای از چای می‌دهند.

چای زعفران و چای دارچین
چای با ظاهر و طعم نوستالژیک در بازار تهران

مشتری‌های ثابت حاج کاظم هر کدام استکان مخصوص به خود را دارند که بر اساس شماره‌گذاری‌هایی که شده می‌تواند آن‌ها را پیدا کند. قیمت چای‌ها برای همه یکسان نیست. پیرمردهای قدیم بازار تهران هنوز همان صد تومنی را می‌دهند و کارگرها می‌توانند پول چای را ندهند. حاج کاظم به همه یادگاری می‌دهد؛ صدفی که روی آن یا علی نوشته شده یا سکه‌ای که اسم قهوه‌ خانه بر آن حک شده است.

حاج علی درویش
قهوه‌ خانه حاج علی درویش؛ مکانی برای آرامش در هیاهوی بازار

بعضی‌ها موقعی که پول چای را می‌دهند می‌گویند: «باقیش بره بالا.» بالا می‌شود ظرفی که پول‌های آن برای بچه‌های معلول بهزیستی شهرستان «آبسرد» خرج می‌شود. من همان‌طور که سرپا ایستاده‌ام و در فضای کوچک روبه‌روی قهوه‌خانه چای را سر می‌کشم با خودم فکر می‌کنم، شاید همه چیز قدیمیش خوب است؛ قهوه‌ خانه قدیمی، چای قدیمی، آدم‌های قدیمی و حتی تهران قدیمی.

قهوه‌ خانه حاج علی درویش
قهوه‌ خانه قدیمی، چای قدیمی و آدم‌های قدیمی

آدرس قهوه‌ خانه حاج علی درویش

برای رسیدن به بازار تهران و قهوه‌ خانه حاج علی درویش، بهترین کار استفاده از «مترو پانزده خرداد» است که شما را در ورودیِ خیابان پانزده خرداد از چهارراه «گلوبندک» پیاده می‌کند. باقی مسیر را می‌شود پُرسان‌پُرسان رفت و از روح قدیمی بازار بزرگ کیفور شد.