وبا، طاعون و حمله مغول‌ را شکست دادیم، «کرونا» که چیزی نیست!

قلم هم‌کوچه‌ای

«من هنوز زنده‌ام بی‌تربیت‌ها»! این همان جملۀ طلایی است که «استیو مک کوئین» در سکانس پایانی «فیلم پاپیون» وقتی با تختۀ چوبی روی امواج اقیانوس شناور بود، فریاد زد. او رهایی و خلاص شدن از تبعید و زندان را این‌گونه جشن گرفت. البته آن «بی تربیت‌ها» یک خودسانسوری کوچک است. چون ناسزایی که می‌گوید قابل بازنشر در یک وبلاگِ مودب نیست! گذشته از این حرف‌ها بالاخره روزی می‌رسد که از دست کرونا و قرنطینه هم خلاص می‌شویم و این جمله را فریاد خواهیم زد؛ بدون سانسور البته!

رهاییروزهای بعد از کرونا
روزی که کرونا برود و دیگر هیچ مانعی نباشد

هیچ چیز در این دنیا ابدی نیست. باور کنید. اما یک چیزهایی را هیچ‌وقت نباید فراموش کنیم. هر واقعه‌ای جدا از زیان‌ها و غم‌هایی که با خود می‌آورد، پتانسیل به وجود آوردن عادات‌ خوب و از بین بردن رفتارهای غلط را نیز دارد. اصلاً بیایید تاریخ را مرور کنیم تا دل همۀ ما قرص شود.

وقتی هنر، سلاح جنگ شد

مغول‌ ها که آمدند و شیپور جنگ را در مرزهای ایران به صدا درآوردند، هر شهری که تسلیم نشد را نابود کردند و سرهای زیادی را از لب تیغ گذراندند. از منکرات دریغی نداشتند و کارهایی کردند که سابقه نداشت. اما هنر و فنون ایرانی در گذشت سال‌ها چنان آن‌ها را مسحور کرد که یک نسل بعد از «چنگیز خان مغول» رنسانس فرهنگی و معماری «ایلخانی» شهرت جهانی پیدا کرد. می‌توانید باور کنید که «گنبد سلطانیه»، «محراب اولجایتو»، مجموعۀ «تخت سلیمان» و تعداد زیادی بنای باشکوه دیگر در دورۀ ایلخانی توسط پادشاهان مغول ساخته شده باشد؟

کاشی های دوره ایلخانی
‌هنر بی‌نظیر دورۀ ایلخانی

ما ایرانی‌ها به قول بچه ‌های جنوب شهر خیلی وقت‌ها چهارتایی می‌آییم که فلان و بیسار هستیم اما خیلی وقت‌ها زور بازو نبوده که به کار ما آمده است. هنر و البته سیاست هوشمندانۀ افرادی مثل «خواجه نصیرالدین طوسی» ما را از دست مغول‌ ها نجات داد وگرنه ما فقط کتک می‌خوردیم و کشته می‌دادیم! اما اجداد ما کاری کردند که مغول‌ هایی که کتابخانه آتش می‌زدند برای آن‌ها کتابخانه و رصدخانه ساختند.

«قارانتین» یا قرنطینه مسئله این است!

در سال‌های دور، وبا تبدیل به یک بیماری همه‌گیر در ایران شده بود. یک بار در «مشهد» شیوع وبا، جان یک چهارم مردم شهر را گرفت. می‌دانید چرا؟ اول این که حکومت وقت با سهل‌انگاری دست به قرنطینه یا قارانتین نزد. موضوعی که «اعتمادالسلطنه» هم به آن اعتراف کرد. در تاریخ ما تنها یک نفر جرأت و توانایی مدیریت قرنطینه را داشت که آن هم «امیرکبیر» بود. البته امیرکبیر شدن، آسان و کار هر کسی نیست.

متروی تهران در روزهای قرنطینه و کرونا
کرونا و روزهای خلوت متروی تهران

دلیل دیگر این بود که بهداشت و طب نوین به سختی توسط مردم پذیرفته می‌شد. از آن زمان تا حالا، همیشه افراد به ظاهر متخصصی بوده‌اند که برای درمان دل درد تا بیماری لاعلاج، «روغن بنفشه» تجویز کنند. همین تجویزها جان مردم را می‌گرفت. آن وباهای سالانه باعث شد طب نوین و بهداشت به امری مهم تبدیل شود. واقعاً کسانی که هنوز از این قسم تجویزات می‌کنند، نمی‌دانند که دل ما دیگر با هیچ بنفشه‌ای صاف نمی‌شود؟! کاش حداقل می‌گذاشتید این بنفشه برای مردم بماند. به هر حال ما از وبا و بنفشه هم گذشتیم و به اینجا رسیدیم.

کرونا و ضدعفونی خانگی
کرونا و این روزهای قرنطینه خانگی

طاعون و توهم توطئه به مقدار لازم

این یکی تنها مختص ایران نیست. بیماری‌ های واگیر که می‌آیند عده‌ای داستان‌سرای توسری خورده هستند که سریع یک داستان از خود می‌سازند تا نگاه‌ها را به سوی خود جلب کنند. عده‌ای در دورۀ شیوع طاعون در اروپا به خاطر خصومت با یهودی‌ ها ماجرا را گردن آن‌ها انداختند. عقیده داشتند که یهودی‌ ها آب چاه‌ها را آلوده کرد‌ه‌اند و حتی با این توهم عدۀ زیادی از پیروان دین «حضرت موسی» را دستگیر و محاکمه کردند. معمولاً این تئوری‌های توطئه از پس بی‌عرضگی و ناتوانی بیرون می‌آید. همه‌گیری طاعون هم در ایران قدیم با تئوری‌هایی از قبیل حملۀ «اجنه» و افزایش فسق و فجور توجیه می‌شد تا جایی برای الزام به پاسخگویی باقی نماند. خلاصه هر بار که قافیه برای بعضی فرزندان «آدم» و «حوا» به تنگ می‌آید، گل‌واژه‌ای تولید می‌کنند تا ماجرا ختم به خیر شود.

کرونا و مردمی که در مترو به خاطر آن ماسک زده اند
کرونا و خبرهای رنگارنگ دربارۀ آن

کرونا و آنچه که بعد از آن می‌ماند

کرونا تمام می‌شود و ما از همان تکه تخته چوب روی آب‌های اقیانوس راه ساحل را پیدا می‌کنیم. اما هر آنچه از سلامتی و محبت اندوخته‌ایم در صندوقچۀ دل نگه می‌داریم و یک خانه‌تکانی به خودمان بدهکار می‌شویم. باید همۀ آدم‌ها و باورهای غلط را دور بریزیم؛ چه آن‌ها که ما را فراموش کردند چه آن‌ها که به ما آدرس اشتباهی دادند. البته «بی‌تربیت‌ها» را فراموش نخواهیم کرد!

کرونا و کودکان
کرونا می‌رود و زندگی همچنان ادامه دارد

با اینکه در تاریخ از مغول‌ ها، وبا و طاعون گذشتیم و بالغ‌تر شدیم اما ویروس کرونا را دست کم نگیریم و مثل یک تک‌تیرانداز ماهر در خانه بمانیم و از پنجره قلب آن را هدف بگیریم. این شکار، مژدگانی اساسی دارد به خصوص که عزیزان بسیاری را از ما گرفته است.