«باهمستان»، تلاش برای شهری رویایی

قلم هم‌کوچه‌ای

داستان آشنایی ما با باهمستان از آنجا شروع شد که بعد از دو ماه مکافات بالاخره تسلیم شدیم و به اجبار کمبود پول، مرکز عزیز و شلوغ و پُرحادثۀ تهران را ول کردیم و رفتیم شرق و در «نارمک» خانه خریدیم. اصلاً شرق تهران را بلد نبودیم، از اسامی فقط «میدان هفت حوض» را می‌شناختیم و بس. «زهرا» فقط از مرکز تهران بلد بود به مدرسه برود. برای همین از شرق می‌آمدیم «چهارراه ولیعصر» بعد زهرا با بی‌ آر‌ تی می‌رفت «میدان راه‌آهن.» من مثل زهرا اهل قانون و صبر و حوصله نبودم. تنبل‌تر از آن بودم که قبل از نرده‌ های پیاده‌ روهای چهارراه ولیعصر پیاده شوم و مسیر را انتخاب کنم یا از زیرگذر چهارراه ولیعصر به سمت دیگر بروم. کم‌تر زمانی را یادم می‌آید که در چهارراه ولیعصر از روی نرده‌ های وسط خیابان بالا نرفته باشم. روح آنارشیستم آنقدر شهروند مؤدبی نبود که قوانین را رعایت کند.

گلدان های چهارراه ولیعصر
نرده های چهارراه ولیعصر که حالا تبدیل به گلدان شده‌اند!

استدلالم این بود که اولویت هر شهری آدم‌های آن است نه ماشین‌های آن. اصلاً با این استدلال بیش‌تر جَری می‌شدم و از عمد هم که شده هر جای تهران که نرده‌ ای وسط خیابان زده بودند به جای پُل از نرده‌ ها بالا و از این دست به آن دست خیابان می‌رفتم. دروغ چرا، کمی بابت این بی‌ قانونی روحم در عذاب بود ولی حس می‌کردم این یک مبارزه با قانون بد به حساب می‌آید. سالمندان، معلولین، کودکان، زنان باردار و زنان بچه و کالسکه به دست، برای یک عبورِ چند صد متری از شمال چهارراه ولیعصر به جنوب آن، باید کلی پله را پایین بروند، در شلوغیِ میان خروجی و ورودی‌های راه‌روهای «زیرگذرِ چهارراه ولیعصر» گم شوند، پرس‌وجو کنند و در نهایت احتمال اینکه بعد از کلی راهپیمایی، درست به مقصد برسند، کم‌تر از احتمال خطا است؛ تازه بگذریم از افرادی مثل مامان خانم من که از پله‌برقی هراس دارد. برای منِ آدم سالم با هوش و حواسِ جمع، یکی از چالش‌های تهران همین زیرگذرِ چهارراه ولیعصر است، چه برسد به مادری که باید کالسکه بچه را جمع و جور کند، وسیله‌های دستش را بپاید و همزمان به هوش باشد که خروجی و ورودی‌ها را درست پیدا کند.

زیرگذر چهارراه ولیعصر
خروجی ها و ورودی های گیج کننده در زیرگذر چهارراه ولیصر

چهارراه ولیعصر، زیرگذر و نرده‌ های تفکیک‌کنندۀ وسط خیابان برای من تبدیل به یک چالش شهروندی شد و به باقی خیابان‌های تهران هم سرایت کرد. من تقریباً سعی می‌کردم که همه جا از روی نرده‌ های خیابان عبور کنم و در فضای مجازی درباره‌اش می‌نوشتم و لایک جمع می‌کردم.

چطور یک NGO کار می‌کند؟ نمونۀ موردی: باهمستان

یک روز توی اینستاگرام پوستری منتشر شد که نشان می‌داد عده‌ای مثل من دور هم جمع شده‌اند و مدت‌ها است دارند کار درست درمانی دربارۀ چهارراه ولیعصر را پیگیری می‌کنند، کارهایی از قبیل: نشست‌های تخصصی، اقدامات عملی در چهارراه برای عبور و مرور، نشست با شهرداری و شورای شهر، صدور بیانیه، آموزش حضوری در محل برای شهروندان، جلسه با پلیس و غیره تا آنجا که در نهایت به برچیده شدن چند روزۀ نرده‌ های چهارراه ولیعصر می‌رسند (البته زور آن‌ها به دولت نرسید و باز هم نرده‌ ها علم شدند.)

باهمستان و نرده های چهارراه ولیعصر
باهمستان و تلاش برای برداشتن نرده های چهارراه ولیعصر

کلی کیف کردم و تازه فهمیدم در برابر قانونِ بد نباید غر زد و بدترین کار جمع کردن لایک در فضای مجازی برای غُرغُرکردن است. باید همفکران و هم‌نظرانی پیدا کرد و در برابرِ قانونِ بد، کار عملی در فضای واقعی را پیگیرانه و داوطلبانه انجام داد. این شد که پیگیر این بچه‌ها شدم و رسیدم به سازمان مردم نهادِ (NGO) «مجمع حق بر شهر باهمستان».

با شور و علاقه‌ای که بچه‌های باهمستان برای کارهای داوطلبانه داشتند، حس کردم هنوز هم می‌شود امیدوار بود. آن‌ها به صورت داوطلبانه در کارگروه‌های تخصصی با هم جلسات مشورتیِ دائمی برگزار می‌کنند و بعد از تایید علمی نظراتِ خود به اقدامات عملی آموزشِ شهروندان، جلسه با مسئولان و حرکت‌های اجتماعی دست می‌زنند تا محیط زندگی شهروندان تهرانی را اصلاح کنند.

پله برقی زیرگذر چهارراه ولیعصر معضل باهمستان
پله برقی های زیرگذر چهارراه ولیصر؛ مسیر دشوار برای افراد معلول و سالمندان

سازمان مردم نهاد یا «سَمَن» جایی است که آدم‌های هم‌نظر برای رفع مشکلی یا بهبود اوضاعی به دور از دخالت دولت در فعالیت‌های آن‌ها، دور هم جمع می‌شوند تا اثرگذاری خود را بیش‌تر کنند. اگر بخواهیم کمی تخصصی‌تر تفکیک کنیم، شرکت‌های خصوصی فعالیت‌های اقتصادی، احزاب فعالیت‌های سیاسی و سمن ها فعالیت‌های اجتماعی شهروندان را خارج از دولت سامان می‌دهند. سمن ها تلاش می‌کنند که در مقابل قانون‌ های رسمی، خشک و گاهی بدِ دولت‌ ها ایستادگی کنند و به جوامع روح بدمند.

باهمستان چه کاری انجام می‌دهد؟

باهمستان یک سازمان مردم نهاد است یعنی مردم خودشان تصمیم می‌گیرند چطور کاری را با هم انجام دهند و دولت و این‌ها را در کار خود دخیل نمی‌کنند. باهمستان تلاش می‌کند که برای آدم‌هایی که در فضای شهر حقی دارند که شهر آن را پایمال کرده کاری کنند. آدم‌هایی مانند زنان که از شهر آسیب می‌بینند، حاشیه‌نشین‌ها که سهمی از تهران ندارند، افراد معلول که نمی‌دانند با این همه پستی و بلندی شهر چه کنند، کودکان که این تهران درندشت برای آن‌ها امن نیست، سالمندان که تهران هر روز دارد بیش‌تر آن‌ها را نادیده می‌گیرد و غیره. باهمستانی‌ها نام این مرام خود را «حق بر شهر» یعنی حقی که ما بر گردن شهر داریم، گذااشته‌اند.

شهر حق من است
باهمستان و شعار حق بر شهر

حالا چطور این کار را می‌کنند؟ اول آنکه به ما آگاهی می‌دهند که حق خود را بشناسیم مثلاً اگر معلول هستیم یا حتی اگر معلول نیستیم بدانیم که شهرداری باید مجوز ساخت‌وسازهایی که پیاده‌ روها را ناامن می‌کند باطل کند. وقتی آگاه شدیم تعدادمان را بیشتر کنیم، مردم را وسط میدان عمل بیاوریم تا برای تغییر وضع مشارکت کنند، بعد معضلات را داد و هوار کنیم و این همه گرفتاری مردمی که شهر حق آن‌ها را خورده را بلند به همه بگوییم تا مسئولان بشنوند و کاری کنند. باهمستان تلاش می‌کند که شهر را از دست ماشین‌ها دربیاورد و به مردم بدهد. به نظر آن‌ها قانون برای بهبود زندگی آدم‌ها وضع می‌شود، نه برای خوشایند دل ماشین‌ها. خلاصه آنکه با‌همستانی‌ها ما را توانمند می‌کنند تا حق خود را بشناسیم و اجازه ندهیم شهر، حق ما یا همشهری‌های ما را بخورد.

چرا این متن را برای «کوچه» نوشتم؟

شبکه اجتماعی کوچه را که در گوگل سرچ می‌کنی با این تعریف مواجه می‌شوی: «شبکه اجتماعی محلی برای ارتباط بین افرادی که در نزدیکی هم هستند»، فکر می‌کنم جدا از فضاهای شهری که وبلاگ کوچه به مردم می‌شناسند مانند محله‌ها، کوچه‌ ها، پاتوق‌ها، رستوران‌ها و جذابیت‌های محیط‌های شهری، ارتباطات یک جور روح هستند برای کالبدهایی که در بالا گفتیم. ما به عنوان شهروندان تهران، برای آسایش زندگی و برای نسل‌های آینده، موظفیم که نسبت به شهر و روح شهر مسئولانه زندگی کنیم و این مسئولیت باید در کارهای موثر و عملی نمود پیدا کند. من به عنوان یک شهروند حس کردم که وبلاگ کوچه با هدفی که دارد بستری مناسب برای گفتن از باهمستان است.

باهمستان و کوچه
شبکه اجتماعی کوچه بستری مناسب برای صحبت از حقوق شهروندی

چطور باهمستان را بهتر بشناسیم؟

انجمن باهمستان یک وب‌سایت دارد و در شبکه‌ های اجتماعی مانند اینستاگرام فعالیت مداوم انجام می‌دهد که می‌توانید در این فضاها با فعالیت‌های آن‌ها آشنا شوید. با عضویت در سایت باهمستان بعد از چند روز با شما تماس می‌گیرند و جلسۀ حضوری برای آشنایی بیشتر برگزار می‌کنند. بعد از آن در صورتی که تمایل داشته باشید می‌توانید داوطلبانه با این نهاد مدنی فعالیت کنید.

در آخر اینکه به خاطر داشته باشید شهر موجود زنده‌ای است که باید در دستان پُرمهرِ شهروندان خود رشد کند.